کد خبر: ۵۷۵۲۶۱
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۰ 06 March 2018

 چالش دهه شصتی ها به قدری برای مسئولان کشور نگران کننده است که آنها پیوسته در سخنرانی های خود و اظهار نظرهایی که می کنند جمعیت زیاد این دهه را دلیلی برای افزایش مشکلات عنوان می کنند و مدعی هستند بخشی از ناتوانی ها برای بر طرف کردن نیازهای جامعه به این موضوع باز می گردد؛ مسئله ای که با روند کنونی شاید تا پایان عمر دهه شصتی ها مطرح باشد و این گروه جمعیتی از این شنیده ها رهایی نیابند.

به گزارش «تابناک»، جمعیت زیاد و پر انرژی دهه شصتی کشور اکنون به سن ازدواج، اشتغال و دغدغه های دیگری مثل مسکن رسیده اند و تقاضای فراوان آنها برای این نیازهای ضروری به چالشی دوباره برای کشور بدل شده است و در این فضا بسیاری از مسئولان نیز از حل ریشه ای مشکل ناتوانند.

آنقدر که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور در سخنانی هفته گذشته دهه شصتی ها را مشکلی عنوان کرد که به هر موضوعی که وارد می شوند مشکل ایجاد می شود و حل آن دشوار است.

در همین رابطه «تابناک» با دکتر محمد میرزایی رئیس انجمن جمعیت شناسی کشور گفت و گویی انجام داد که در ادامه می آید.

-آقای دکتر لطفاً برای شروع بفرمایید اساساً اینکه جمعیت یک دهه کشور زیاد باشد، یک اتفاق منفی است یا مثبت؟

در ابتدا باید به این مسئله اشاره کنیم که افزایش جمعیت و وجود یک جمعیت زیاد می تواند از یک سو فرصتی برای رشد و توسعه و افزایش توان اقتصادی یک کشور باشد و از سویی نیز می تواند عاملی برای افزایش بحران های اجتماعی و اقتصادی گردد. در گذشته و سده های دورتر به دلیل بالا بودن مرگ و میر انسان ها، حتی با وجود نرخ بالای زاد و ولد نیز نوعی تعادل جمعیتی در جهان حاکم بود که آهنگ رشد جمعیت جهان را بسیار کند کرده بود.

تا سال 1940 رشد جمعیت در جهان خیلی آرام بود و این افزایش جمعیت به قدری که بتوان آن را نگران کننده و یا دارای شرایط خاص دانست، اصلاً مطرح نبود. اما در 70 سال اخیر این رشد شدت گرفته است و در برخی کشورهای جهان از جمله ایران افزایش چند برابری جمعیت را شاهد هستیم که می توان آن را پیامد انقلاب صنعتی دانست.

-شما آهنگ رشد جمعیت ایران را در دهه های گذشته چگونه ارزیابی می کند؟

کشور ایران تا سال 1300 شمسی دارای جمعیتی نزدیک به 10 میلیون نفر بود اما در کم تر از یک قرن و در سال 1395 به بالای 80 میلیون رسیده است که این موضوع رشد 8 برابری را نشان می دهد. این در حالی است که در قرن19 انگلیس ها بخاطر دو برابر شدن جمعیت کشورشان در یک قرن شرایط بحرانی اعلام کردند و سیاست های ویژه ای را برای مقابله با افزایش زیاد جمعیت دنبال کردند.

در ایران و به صورت دقیق تر از سال 1320 و بعد از جنگ جهانی دوم آرام آرام نرخ مرگ و میر با توسعه بهداشت و درمان کاهش یافت و زاد و ولد زیاد نرخ رشد جمعیت را از 3 دهم نیز بیشتر کرد؛ شرایطی که منجر شد تا در سرشماری سال 1340 به یک باره مسئولان متوجه افزایش شدید جمعیت شوند و آرام آرام سیاست های کنترل موالید و تنظیم خانواده را در پیش بگیرند.

-علت افزایش شدید جمعیت در دهه 60 از نظر شما چیست؟

با آغاز سیاست های کنترل موالید در سال های بین 1345 تا 1355 رشد جمعیت کشور کندتر شد و از نرخ رشد 3 دهم به 2.7 دهم رسید، اما بعد از انقلاب اسلامی سیاست های کنترل جمعیت دوباره به محاق رفت. در این دوره یعنی سال 1357 تا 1360 برخی تحولات مثل جنگ تحمیلی و نیز این تفکر که در کشور همه چیز رایگان خواهد شد، زمینه این شد که میل به افزایش جمعیت بیشتر شود.

آهنگ رشد جمعیت در نیمه اول دهه 40 به 4 دهم رسید و جمعیت کشور از 50 میلیون نفر فراتر رفت. شانسی که در سال 1365 آوردیم آن بود که به رغم شرایط بحرانی کشور و جنگ تحمیلی، سرشماری برگزار شد و مشخص شد که آهنگ رشد جمعیت به شدت افزایش یافته است؛ وضعیتی که اگر ادامه می یافت می توانست در طی یک قرن جمعیت کشور را به بیش از یک میلیارد برساند.

رشد جمعیت باید در مجموع تعادل داشته باشد و آهنگ آرامی به سمت سطح بالای جانشینی حرکت کند. از سال 1368 به بعد با افزایش ثبات و پایان جنگ آغاز سیاست های تنظیم خانواده و کنترل جمعیت دوباره در پیش گرفته شد که نتیجه آن کاهش نرخ رشد جمعیت بود.

-شما در رابطه با جمعیت زیاد دهه شصتی ها و نیز مشکلات آنها چه نظری دارید؟

متولدین دهه شصت در دهه های گذشته یک استثناء تکرار ناشدنی هستند که در هنگام تولد با چالش و مشکل رو به رو بودند. در هنگام رفتن به مدرسه به یک باره باعث شدند که جمعیت دانش آموزان کشور از 7 میلیون نفر به 15 میلیون نفر برسد که این خود زمینه ساز مسائلی چون دو شیفته شدن مدارس و راه اندازی مدارس غیر استانداردی مثل کپر شد.

اینکه مدارس کپری و بی کیفیت تحت تأثیر افزایش جمعیت دانش آموزان به راه افتاد از این بابت که جمعیت بیشتری دنبال تحصیل و توسعه بودند، خوب بود اما از این بابت که سبب شد تا برخی استانداردهای آموزشی از بین برود امری منفی تلقی می شد.

بعد از مدارس با بالا رفتن سن دهه شصتی ها این افراد داوطلب ورود به دانشگاه ها شدند که این موضوع سبب شد تا جمعیت شرکت کنندگان در کنکور به یک باره از مرز یک میلیون نفر در هر سال بیشتر شود و بعد از اتمام دوره رقابت دهه شصتی ها به یک باره به زیر یک میلیون نفر برسد.

-چرا دهه شصتی های ایران به یک چالش تبدیل شده اند؟

من فکر می کنم بزرگ ترین اشکالی که سبب شد تا الان با چالشی به عنوان دهه شصتی ها رو به رو باشیم و این نیروی جوان و با نشاط چندان در امر توسعه و ترقی کشور مورد استفاده قرار نگیرند این است که در دانشگاه و مدارس کشور به آنها مهارت آموزی نکردیم. به این گروه جمعیتی صرفاً یک سری دروس حفظی و نظری آموزش داده شد که در این حجم نیاز به متخصص نداشت و حالا در رشته و شغل های کاربردی با چالش رو به رو هستیم.

شما به همین استارت آپ «اسنپ» توجه کنید. مشخص است که کارکنان این حوزه به دلیل نیاز به تسلط به فناوری های روز و دانش دیجیتال باید افرادی باشند که دارای تحصیلات خوب برخوردار باشند. اگر شما یک بررسی تخصصی انجام بدهید متوجه می شوید که اکثر فعالین این بخش تحصیلکرده هستند و تخصص دانشگاهی آنها هیچ ارتباطی با مسافرکشی ندارد.

هنوز هم دیر نشده است باید مسئولان مهارت آموزی و باز کردن فضاهای شغلی کاربردی را برای این جوانان پر انرژی و تحصیلکرده باز کنند و فرصت را برای ورود آنها به بازار کار فراهم کنند.

من اعتقاد دارم به هر شکل افراد بعد از سن 30 سال دیگر به نوعی از ثبات خواهند رسید و به بیان دیگر دهه شصتی ها خودشان را آب و گل در خواهند آورد و این موضوع سبب خواهد شد که جامعه به یک ثبات نسبی برسد و حرکت به سمت توسعه شدت بیشتری بگیرد. من در کل به آینده امیدوار هستم.

-این صحبت های شما در حالی است که گفته می شود دهه شصتی ها در دوران بازنشستگی هم دچار مشکل خواهند بود و صندوق های بازنشستگی توان پاسخگوی به نیاز آنها را ندارد؟

ببینید اگر این اتفاق که گفتم یعنی به ثبات رسیدن دهه شصتی ها رقم بخورد و آنها به هر ترتیبی وارد بازار کار حتی بر خلاف علاقه خود شوند، سن بازنشستگی نیز به دلیل موضوعاتی چون افزایش کیفیت بهداشت و درمان به تعویق خواهد افتاد. از سویی نیز هزینه های کم تریی در سن بازنشستگی متوجه این افراد خواهد بود چون جمعیت خانواده های این افراد کم تر است.

-با تشکر از وقتی که در اختیار «تابناک»، قرار دادید. به عنوان سخن پایانی چه توصیه ای برای مسئولان کشور برای مدیریت بحران پیش آمده دارید؟

من می خواهم بگویم، چالش همیشه وجود دارد و این نبوغ و توان مدیران و سیاستمداران است که می تواند به حل یک چالش کمک کند و یا آن را تشدید کند. باید برنامه ریزی کرد و منتظر آینده نماند. در این بین مهم تر آن است که مراقب باشیم تعادل جمعیتی منفی نشود و سطح جانشینی جمعیت در کشور رعایت شود تا در آینده نیز نیروی کار فعال داشته باشیم.

منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: