کد خبر: ۳۷۴۰۲۵
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۳ 07 February 2017
 به گزارش تابناک کیش: علی قائمی نقاش و هنرمند تراز اول در حوزه نقاشی شهری که چند سالی است از تهران به کیش مهاجرت کرده است در مصاحبه ای با تابناک گفت: اعتقاد دارم که زندگی باید همیشه هیجان انگیز باشد هر زمان که دچار رکود و روزمرگی شدیم باید تغییری اساسی ایجاد کنیم تا زندگی شیرین تر شود.
     آرامش جزیره و هیاهوی شهر/ آن زمان که زندگی به روزمرگی افتاد وقت یک

- با تشکر از این که وقت ارزشمندتان را در اختیار ما قرار دادید، آقای قائمی شما در رشته نقاشی فعالیت می کنید و سبک کار شما بیشتر درحوزه نقاشی شهری است، اگر امکان دارد درباره شیوه کار و حوزه نقاشیتان  توضیح بیشتری بدهید.

- به نام خدا و سلام خدمت همه مخاطبین، نقاشی از شهر و فضای آن، تصویر کردن دغدغه های شهری و مردمان آن است و اتفاقاتی که در آن رخ می دهد دست مایه اثر می شود. البته که گاها رخدادها و مسائل داخل خانه هم سوژه نقاشی قرار می گیرد.
شاید علت علاقه من به این سبک نقاشی یعنی تصویر کردن ساختمان های شهری، باز می گردد به دوران کودکی ام، به خانه ای در تهران و مرکز شهرکه سه نسل در آن خانه زندگی کرذیم، در مدت زمانی آدم های آن خانه و محله کم کم کوچ کردند و رفتند و از طرفی ساختمان های قدیمی به خانه های جدید، آپارتمان ها و برج های بلند تبدیل شدند. با تخریب هر یک از این خانه ها بسیاری از یادگاری ها و خاطره ها از میان رفت و تنها یادی در ذهن مالکین و ساکنین باقی ماند.
 
آرامش جزیره و هیاهوی شهر/ آن زمان که زندگی به روزمرگی افتاد وقت یک
 
با دیدن فضای تخریب خانه های قدیمی و تغییر فضای صمیمی محله ای که در آن زندگی  می کردم، زمینه ای شد تا موضوع نقاشی و کانسپت کاری من به سمت نقاشی از ساختمان ها و بناهای شهری تغییر کند. حس نوستالژی از ساختمان های قدیمی شاید اولین مرحله از علاقه مندی من بود. موضوع فضای شهری بسیار بر سبک کار من تاثیرگذار شد به طوری که علاقه من به کشیدن نقاشی هایی با این موضوع به شیوه اصلی کار من بدل گشت و کم کم من را را به این سبک از نقاشی شناختند

من قبل از ورود به دانشگاه در  رشته تجربی  تحصیل کردم و پس از آن در یک دفتر مشاور معماری به عنوان طرح کاد مشغول به کار شدم .به دلیل فعالیت در این دفتر علاقه من به ساختمان بیشتر شده بود و پس از آن ساختمان و شهر بیش از گذشته موضوع نقاشی ام شد.
 

- از چه سالی وارد دانشگاه شدید؟



-در سال 73 وارد دانشگاه شدم و سعی کردم در سبک نقاشی شهری ابتکار بیشتری به خرج دهم به عبارتی سعی کردم این موضوع را که کمتر کسی به سراغش می رود بسط دهم. البته در این حوزه اساتیدی بودند که قبل از من در این حوزه فعالیت می کردند. ثمیلا امیر ابراهیمی یکی از کسانی بود که باموضوع شهر فعالیت گسترده تری داشت.  پروژه لیسانسم رابا موضوع شهردر آثار نقاشان از سال 1930 تا 1960گذراندم این فعالیت ادامه داشت تا این که به کیش مهاجرت کردیم.
 

- فضای آرام کیش بر زندگی یک هنرمند چه تاثیری دارد؟

- موقعیت و حال و هوای کیش بسیار متفاوت است، زمان زیادی نیاز دارد که یک هنرمند بتواند فضای اطراف خود را درک کند و کم کم خود را با تغییرات وفق دهد. فضای جزیره کیش بسیار متفاوت از تهران است اما وجود هتل ها ، برج های بلند و تلفیق جاده در کنار دریا و وجود کشتی ها لنج های باربری حس جدیدی در من ایجاد کرد. در آن زمان زندگی را در شهر و در ساختمان ها نقاشی می کردم اما کم کم با درک فضای جزیره کیش جذب زندگی هایی شدم که بر روی آب جریان داشت.
                                                                                     
با گذر زمان به فکر افتادم  همان طور که در تهران زندگی هست، غم و شادی و ... وجود دارد، همین اتفاقات در کشتی ها نیز رخ می دهد و به نوعی همانند یک شهر متحرک است که روی آب گردش می کند. مرگ زندگی شادی و فعالیت اجتماعی در این کشتی ها ادامه دارد و همین مسئله سبب شد که بتوانم سبک کار خودم را نسبت به گذشته تغییر دهم.
 
آرامش جزیره و هیاهوی شهر/ آن زمان که زندگی به روزمرگی افتاد وقت یک
- چرا برای مهاجرت جزیره کیش را انتخاب کردید؟

مهاجرت یکی از بزنگاه های هر فرد و خانواده ای  است که می تواند تک تک افراد  و یا یک نسل را به سمت شرابط بهتر سوق دهد. من و همسرم نیز اعتقاد داریم هر زمان که زندگی به سمت یک نواختی می رود با تغییر مکان زندگی تحول بزرگی ایجاد کنیم. برای مهاجرت از تهران تصمیم گرفتیم؛ گزینه های زیادی را مورد بررسی قرار دادیم، می خواستیم از تهران برویم و در جایی آرام، پاک و به دور از آلودکی زندگی کنیم از طرفی فضای هنری تاثیر گذاری در تهران نبود.تمام زندگی ما از راه نقاشی و تدریس در دانشگاه می گذشت و  سالی یک بار نیز نمایشگاهی چه در داخل و یا در خارج برگزار می کردیم.
 
در سالهای قبل از مهاجرت رکود بسیار بدی فضای هنر را در بر گرفت و همین مسئله سبب شد تا مهاجرت به مهمترین دغدغه ام بدل شود. همین فشارها بود که  تصمیم گرفتیم هر جور که شده از تهران برویم، بر این باور داشتیم که باید در زندگی همیشه تحول وجود داشته باشد اگر چرخ دنده زندگی هرز بچرخد زندگی از مسیر اصلی خود خارج می شود. قصد داشتم از کشور خارج شوم که به طور اتفاقی دیداری از یکی از دوستان قدیمی داشتم که باعث شد کیش را انتخاب کنیم،بعد از سفری که به کیش داشتیم تصمیم گرفتیم که به کیش مهاجرت کنیم
آرامش جزیره و هیاهوی شهر/ آن زمان که زندگی به روزمرگی افتاد وقت یک
 
برای هنرمند زندگی در شهر هم خوب است هم بد، در شهر پر است از دغدغه و سوژه های فراوانی که یک هنرمند می تواند از آنها الهام بگیرد، اما در یک جزیره کوچک شرایط فرق می کند، چیزی که در شهر وجود ندارد آرامش و تمرکز است اما در جزیره فضای آرامی وجود دارد همه چیز دست به دست هم می دهدتا کسانی
که کار هنری می کنند به تمرکز لازم دست بیدا کنند.در بایان تشکری خواهم داشت از مدیریت گالری خط سوم جناب آقای ایاز که با همدلی و حمایت فراوان مارا در رسیدن به اهداف هنریمان یاری کردند.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار